رحم على خان ايمان
68
منتخب اللطائف ( فارسى )
كتاب سراج السّايرين تصنيف خود مىآرد كه بيست و دو ساله بودم كه حق عزّ شأنه به لطف و كرم مرا توبه كرامت كرد . چهل ساله بودم كه مرا ميان خلق فرستاد . اكنون شصت و دو سالهام اين كتاب را به فرمان او جمع مىكنم . تا اين غايت صد و هشتاد هزار مريد به دست من توبه كردهاند . انتهى ، و سبب توبهء او مثل احوال ديگر بزرگان در جامع اللّطايف مفصّل نوشته . القصّه شيخ را چهل و دو فرزند بود . سى و نه نفر پسر و سه دختر . بعد وفات شيخ چهارده پسر كه همه فاضل و كامل بودند و سه دختر باقى ماندند و شيخ در سنهء 536 رحيل دار جنان شد . « احمد جامى [ قدّس سرّه ] « 1 » » تاريخ وفات اوست . « 2 » هذا من كلامه : منزل عشق از جهان ديگر است * مرد اين ره را نشان ديگر است كشتگان خنجر تسليم را * هر زمان از غيب جان ديگر است احمدا تا گم نگردى هوش دار * كاين جرس را كاروان ديگر است * من با تو چنانم اى نگار ختنى * كاندر غلطم كه من توام يا تو منى گر در يمنى و با منى پيش منى * ور پيش منى و بىمنى در يمنى * چشمم كه سرشك لالهگون آورده * بر هر مژه قطرههاى خون آورده نىنى به نظارهاش دل خون شدهام * از روزن ديده سر برون آورده احمد غزالى حضرت احمد غزالى ، برادر كلان امام محمّد غزالى است . چنانچه امام حجّة الاسلام در حقّ آن زبدة الكرام گفته كه آنچه من طلب كردم احمد يافت . القصّه نسبت ارادتش به شيخ ابو بكر نسّاج مىرسد و نسخهء سوانح از تصانيف قافيهء اوست و وفاتش در سنهء 517 واقع است . « 3 » از اوست : همواره تو دل ربودهاى معذورى * غم هيچ نيازمودهاى معذورى من بىتو هزار شب به خون در بودم « 4 » * تو بىتو شبى نبودهاى معذورى
--> ( 1 ) . از رياض العارفين 38 ، افزوده شد . ( 2 ) . رياض العارفين : شيخ الاسلام ابو نصر احمد بن ابو الحسن از اعاظم مشايخ و افاخم علماى راسخ بوده . گويند در به دو جوانى خمّار و لا ابالى بود و در بيست و دو سالگى از معاصى توبه نمود مدّت چهل سال در كوهى به عبادت اشتغال داشت و در آن اوقات به خدمت حضرت خضر مشرّف شد . ( 3 ) . غزالىنامه : از اعاظم محقّقين و مريد شيخ ابو بكر نسّاج طوسى بوده . عين القضات همدانى تربيتيافتهء اوست . در سال 527 وفات يافت و مزارش در قزوين است . ( اشعار بسيارى از وى در غزالىنامه آمده است . ) ( 4 ) . متن : شب در خون بودم . تصحيح از نفحات الانس 374 .